رعایت نت های ایست در جملات پایه و پیرو در آواز – نکته ای از تلفیق شعر و موسیقی

 

رعایت نت های ایست درجملات پایه و پیرو در آواز ایرانی

                                                                                     جاوید عباسی فلاح

                                                                                      زمستان ۱۳۹۶

    موسیقی و ادبیات از دوران کهن به عنوان دو مقوله ی جدانشدنی ، همیشه موردتوجه ایرانی ها بوده است و در واقع مکمل هم بوده اند البته هر دوی آن ها استقلال خود را دارند، موسیقی ما وقــتی با کلام و ادبیات مانوس شده است چـنان تاثیر بسزایی در روح و روان آدمی گذاشته است که موسیـقی را در زمره هنــرهای بسیار تاثیـرگزار قرار داده است و کلیه حالت ها و احسـاس ها را در در این هنر جستـجو می کند زیرا تـنوع دستگاهها و لحن ها و همـین طور ادبیات ، غنی ترین فرهنـگ هنر را در جـهان شکـل داده است ، شـعر با موسیـقی ایرانی عجـین شده است و همـیشه باهم بوده و در هم تنید ه اند این هر دو بر هم تاثیر گذاشته و حیاتی نو به هـمدیگر می بخشـند ،

رابطه ی موسیـقی با شعرسابقه ای طولانی درفرهنگ غنی ما دارد که باعث تنیـده شدن تار و پود این دو به هم شده است و وجود هر دوی اینها در کنار هم تاثیر مضاعفی را بر شنونده گذاشته وگاه او را به نهایت تامل و اندیشه ، گاه به اوج شادی و التذاذ و گاه به اوج سوز عاشقی ، زنده کردن احساس های رنج ، غم ، عـشق و محبت و … در وجود آدمی ، صیقل دادن دل و زدودن گـرد و غبار از آن و در نهایت کشـاندن آدمی به سوی سعادت سوق می دهد. و این همان فرهنگ جداشده از ریشه ظاهری کشور ولی تنیده شده بر ریشه و وجـود ایرانی هاست . در این مطلب به جمـلات پایه و پیرو در آواز ایرانی و رعایـت نت های ایسـت در آن پرداخته می شود و سپس به چگونگی آواز خواندن بر این مبنا اشاره می شود.

انواع جمله

جمله از حیثِ: مفهوم، نظم طبیعی، فعل، ساختمان، استقلال مفهوم و اثبات و نفیِ پیام، انواعی به شـرح زیر دارد :

از حیث مفهوم و چگونگیِ ارائه پیام، چهار دسته است: خبری، پرسشی، عاطفی و امری

از حیثِ نظم طبیعی، دو دسته است: دستورمند (مستقیم) و نادستورمند (غیر مستقیم)

ازحیث فعل، سه گونه است: فعلی، اسنادی و بی فعل

 

 

جمله فعلی آن است که از نهاد و فعلِ تام، ساخته شده باشد؛ مانند: سیب رسید

جمله اسنادی آن است که از نهاد، مسند و فعل ربطی ساخته شده باشد؛ مانند: هوا (نهاد) سرد (مسند) است (فعل ربطی)

جمله بی فعل به جمله ای گفته می شود که در ظاهر، فعل نداشته باشد وفعل آن در ژرف ساختِ جمله و یا تقدیر و نیت گوینده باشد؛ مثال: «ایستادن ممنوع» /صبح به خیر

جمله از حیث ساختمان، دو گونه است: ساده و مرکب

جمله ساده، جمله ای است که در آن فقط یک فعل به کار رفته باشد؛ مثال: احمد پزشک است

جمله مرکب،آن است که بیش از یک فعل داشته باشد؛ مثال: درس هایت رابخوان تا در امتحان موفق شوی

جمله پایه و پیرو: جمله پایه، آن قسمت از جمله مرکب است که غالباً غرضِ اصلی گوینده یا نویسنده را در بر دارد.جمله پیرو،آن جزء از جمله مرکب است که همراه جمله پایه می آید و وابسته به آن است. جمله پیرو ، خود معنای کاملی ندارد ؛ یعنی جمله ای است  ناقص که مفهومی بر جمله پایه می افزاید ؛ مثال: تا شیر را باز کردم، آب فوران کرد

در این جمله، غرضِ اصلی، فوران کردن آب است (آب فوران کرد) وجمله «تا شیر را باز کردم» علت و فوران کردنِ آب را بیان می کند

برای تشخیص این دو جمله باید گفت: آن جمله که بار مفـهوم و غرضِ اصلی گوینـده را دارد معمـولاً جمله پایه است و دیگری جمله پیرو

جمله از حیث داشتنِ استقلالِ مفهوم، دو گونه است: مستقل (کامل) و ناقص

جمله از حیث داشتنِ استقلالِ مفهوم، دو گونه است: مستقل (کامل) و ناقص

جمله مستقل یا کامل، آن است که به تنهایی مفهوم و پیام روشن و کامل دارد؛ مانند

امروز هوا سرد است.

جمله ناقص، جمله ساده ای است که به تنهایی، مفهوم روشن و رسایی ندارد؛ مانند کتابی که خریده ام

مجله معارف اسلامی ۱۳۸۵، شماره ۶۴ ))

 

          آواز ایرانی در این چهار دهه اخیر یکی از دغدغه های موسیقی اصیل بوده است که متاسـفانه جایگاه اصلی خود را به مرور از دست می دهد بنـابراین شاید در این بحبوحه ، نیاز به آسیب شناسی بیشتر احساس شـود البته آسیب شناسی که منجر به کلی گویی نشده بلکه به صورت تخصصی بررسی و به دور از هـیاهوی قدرت خواهی و منیت وسلبریتی و شهرت خواهی نتیجه مطلوب دهد. هر هنری، صنعتی و… به یقین با تفکر و تامل و تحقـیق و پژوهش و به مرحـله اجرا درآوردن آن موضوع مسـیر پیـشرفت خود را طی خواهد کرد ، چیزی که در آواز ایرانی در دوران پس از انقلاب اتفاق نیـفتاده و کمتر به آن توجه شده است و هر کسی کار خود را بنا به آموخته های خویش به طور مستـقیم یا غیرمستقیم نزد اساتید انجام داده است ، موضـوعی که اینجا مطرح است و یکی از ده ها مشکلات آوازخوانی است مربوط به عدم توجه به همبستگی و وحدت آواز و شعر و کلام بوده است که سبب سردرگمی پویـندگان هنر آواز شده و آسـیب جدی به بدنه موسـیقی نموده است. آوازهایی که پشت اجرای آن با تفکر و اندیشه و مطالعه و آموزش کافی همراه نیست و فقط تعـصب به یک شیوه است که حرف اول را می زند،در هر زمینه ای هر جا که مطالعه وتفکرکم باشد تقلید بیشتر خواهد شد. و اتفاقا" این موضوع در آواز در این چند دهه صدق می کند. وقتی ما اصول و روشهایی را برای خوانـدن پیدا کنیم دیگر نیازی به تقلید از یک سبک، شیوه، و مکتب خاصی نخواهد داشت و بر اساس آن اصـولی که به آن دست پیدا کردیم به مسیر مسـتقل و آزاد اندیشی سوق خواهد داد و در این زمان است که خلاقـیت ، تنوع و آوازهای جدید شکل خواهد گرفت . آوازخوانی دارای نکات بسیار مهم و پیچیده ای است که در اینجا فقط به بیان نت های ایست درجملات پایه و پیرودر آواز ایرانی می پردازیم.این نکته از اینجا نشات می گیرد که ما در ابتدا باید شعر را به صورت دکلمه که صحیح ترین حالت بیان ادبی شعر است بررسی کنیم و تمامی نکات وحالات را که در شعر یا کلام وجو دارد را رعایت کنیم ، مشکلی که اینجاست ما در بیشتر موارد نکاتی که در دکلمه وجود دارد را در آوازخوانی رعایت نمی کنیم و همین موضوع باعث فاصله گرفتن مفهوم شعر از مفهوم اصلی آن می شود و احساسات و عواطف شاعر به گونه کامل بیان نمی شود و در نتیجه از کیفیت آواز کاسته و شنونده سخن و آواز ارضاء نکرده و باعث فاصله گرفتن مردم از آواز می شود.

 

    شیوه متداول در آواز این است که در خواندن آواز از غزل ها نسبت به سایر اشعار استفاده می شود که در بیشتر موارد این بیت ها حالت پایه و پیرو دارند یا به نحوی به هم وابسـته هستند و بدون وجود یک مـصرع دیگر ، بیت از لحاظ معنا ناقص می باشد، گاهی کل یک بیت حالت پایه داشته و بیت یا بیت های پس از آن معنی را کامل می کند و گاهی یک مصرع یا هر دو مصرع یک بیت مستقل بوده و به هم وابسته نیـستند که در این خصوص در بالا توضیح داده شد بنابراین با کامل کردن جمله پیرو، بیت ها معنا ومفهوم پیدا می کند ، بنابراین با شناخت این جملات باید گفت که شعرهای هر گوشه ای در هر دستگاه و آواز دارای نت ایســت است و یک جمله کامل هم به لحاظ ادبی و معنا و هم به لحاظ موسیقی باید تکمیل کننده هم باشند.

به عنوان مثال بیت :

شب فراق که داند که تا سحر چند است            مگر کسی که به زندان عشق دربند است

در این بیت مشاهده می شود که مصرع اول، به تنهایی استقلال نداشته وکامل نمی باشد و حتما" یک جمله دیگر در ادامه آن باید وجود داشته باشد و در واقع جمله پایه می باشد که باید جمله پیروی داشته باشـد که همان مـصرع دوم یعنی :  « مگر کسی که به زندان عشـق دربـند است » است ، بـنابراین بر اساس قاعـده و قانون ادبیات ،در جمله یا مصرع دوم است که معنای جمله کامل می شود و نتیجه اینکه مصرع دوم نباید به صورت ادامه دار خوانده شود و همان طوری که در دکلمه کردن و حتی در ساخـتن تصنـیف البته در صورت داشـتن دانش کافی ، درست ادا می شود ولی متاسفانه در هنـگام آواز خواندن به خصوص در این چـند دهه اخیر ، جمله های پیرو یا جمله هایی که تکمیل کننده کل جمله بوده و با درست خواندن آنها معـنای جمله مشخص می شود به صورت ادامه دار خوانده شده و مفهوم جمله از مفـهوم اصلی خود و درک راحت از طرف شنونده آسیب می بیند .

یک نمونه شعر که بیت اول و دوم آن به هم وابسـته بوده و مسـتقل نیستند و در آواز خواندن بیـت اول باید طوری خوانده شود که فرود نداشته و روی نت های ایست متوقـف نکند و در بیت دوم است که مفـهوم شعر کامل می شود.

 

 

آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش                وان جان که هست این جان وین عقل مستعارش

هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جان‌ها                     وین اختیارها را بشکسته اختیارش

من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم                  من در جهان ندانم جز چشم پرخمارش

نمونه های شعر که مصرع دوم وابسته به مصرع اول است :

الف : سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم              رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

ب : به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم           شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

ج : اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب                        هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

نمونه بیت که نت ایست هر دو مصرع آن یکیست :

در وهم نگنجد که چه دلبند و چه شیرین                  در وصف نیاید که چه مطبوع و چه زیباست

همان طوری که مشاهده می شود هر دو مصراع مستقل بوده و عدم وجود یک مصرع هیچ لطمه ای بر مصرع دیگر و کل بیت وارد نمی کند پس نت ایست هر دو مصرع آن یکیست .

 

منابع :

مجله معارف اسلامی تیر، مرداد و شهریور ۱۳۸۵، شماره ۶۴ ، جمله ها در نگارش