بررسی شیوه آواز خوانی قمر براساس وزن عروضی و دلیل ماندگاری آثار وی

 

بررسی شیوه آواز خوانی قمرالملوک وزیری براساس وزن عروضی ودلیل ماندگاری آثار وی

جاوید عباسی فلاح

مرداد سال ۱۳۹۶

    به یقین کسانی که به صورت جدی پا در عرصه موسیقی اصیل ایرانی گذاشته اند آوازه بانوی بزرگ تاریخ ایران ، قمر الملوک وزیری را شنیده اند زنی که در قله بلند و رفیــع موسیقی ایستاده و خواهند بود شـهرت ایشان نه فقط به دلیل آوازخوانی بی نظیر ایشان که نشات گرفته از قدرت، وسعت، ارتفاع، طنین و رنگ صدا و…بلکه به جهت ویژگی های بارز ایشان در اخلاق صفات، رفتار ، کردار ، عشق به مردم و کمک به نیازمندان و … می باشد و مسیر و سرنوشت آواز خوانی را هموار و میراث بزرگ آواز را برای آیندگان به ارث گذاشت .   لازم به ذکر است که در خصوص خصوصیات ایشان و همین طور در مورد آواز های بی نظیر و زیبای ایـشان سخن ها گفته و کتـابها نوشته اند که شاید دیگر نیـازی به بیان این موارد نباشد از این رو هدف بر این است دلیل ماندگاری آوازهـای ایشان را با بررسی چند مورد از آوازهای ایـشان بررسی کنیم تا آشـکار گردد که با وجود اینکه قمرالملوک سواد ادبی نداشتند ولی آوازهای ایشان کاملا" منطق با اوزان عروضی و رعایت ارکان عروضـی در فـرازها خـوانده شده است و مسلم است که این بی نقصـی در آواز ایشان به دلیل عشـق زیاد به موسیقی و هوش بسیار بالای وی و همچنین وجود استاد قدرتمندی مانند مرتضی نی داوود می باشد و تنـها ایرادی که بر آوازهای ایشـان وارد است عدم وجود بم خـوانی در آواز وی می باشد که البته نمی تواند دلیـل قابل توجیه باشد زیرا که درآن زمان چنـین امکانات صـوتی و سالن های مجهز  وجود نداشت و برای اینـکه صدای خواننده به گوش تمامی شنونده ها برسد خواننده ها ناچار به خواندن با صـدای زیر بودند و خواندن با صدای بم به کلیت کنسرت و برنامه آسیب وارد می نمـود و کسانی که در آخر سالن نشـسته بودند از برخی بخش های کنسرت محروم می شدند.

    افرادی که به آواز و ردیف های و دستـگاهها تسـلط داشته و به اوزان عروضی آگاهـی داشته باشند مطلع هستند که شاعر با آگاهی از این اوزان و سایر موارد سواد ادبی اشعار خود را می سراید و اگر از خود سراینده درخواست گردد تا شعر سروده شده را دکلمه کند دقیقا" روی این اوزان و با رعایت عواطف و احساس شعر ، آن را خواهد خواند و خود او بهتـرین کسی خواهد بود که شعر را به بهـترین وجه دکلـمه خواهـد کرد و اگر خواننده باشد نیز، به بهترین صورت خواهد خواندزیرا که وزن شعر را می داند،می داندکه کدام یک از کلمات را باهم یا جدا، کشیده، با شدت و ضعف وتاکید و… ادا کند وکدام بیت یا مصرع را با احساس و حالت مختص آن بخش ادا کند . بنابراین وقتی خواننده ای می خواهد یک شعری را از یک شاعری بخواند باید نهایت دقت و ظرافت وتلاش  خود را جهت نزدیکی به حال و هوا و زمان و مکان شاعر به کار گیرد هر چند به طور دقیق نمی توان احسـاس شاعر را دریافت . برخی از صاحـب نظران معتـقدند که وقتی خواننده شعری را برای آواز انتخاب می کند دیگر شعر دراختیار خواننده است واو می تواند با حال و هوا و احساس خود آن را بیان کند ،

 

نکته مهم این است که اگرما نمی توانیم برخی یا خیلی از موارد رارعایت کنیم یا توانایی آن را نداریم حداقل می توانیـم نکات ضروری و مهم و تاثیر گذار را مانند بیان شعر بر اساس وزن عروضی را رعایت نماییم ، لازم به توضـیح است که وقتی با آگاهـی از این مسایل آوازهای خوانـده شده نسـل قدیم و نسل جدید را بررسی

 می کنیم متوجه می شویم که در اکثریت قریب به اتفاق آوازهای نسل جدید وزن عروضی شعر رعایت نشده است در حالی در آوازهای بیش از پنجاه سال قبل از این این مانند آوازهای قمرالـملوک وزیری ، طاهر زاده ، ظلی و… این موارد رعایت شده است و به راحــتی می توان به این موضوع پی برد که یکی از دلایل مهم افت آواز در حال حاضر عدم رعایت این موارد می باشد .

موسـیقی دستگاهی مابا کلام عجـین شده است ومردم نیز همین موسیقی را دوست دارند بنابراین کسی که قدم درراه آموختن این هنر می گزارد باید سـواد ادبی و هم سواد هنری داشــته باشد تا این هنر را به سوی تعـالی پیش برد ولی متاسفانه تا حدود زیادی این اتفاق در موسیقی صورت نگرفته است.

البته ناگفته نمـاند که احساس در موسـیقی ما خیلی مهم است که همیشه باید رعایت شود در این مورد نیز نباید احساس، بیش از اندازه زیاد یا کم باشد و اغراق در آن نباید صورت بگیرد . احساس نباید منطق و تفکر و عقل را نادیده و ضایع کند و احساس بدون منطق و تفکر در هر کاری آسیب جدی وارد می کند .یک بیت رابا طـرق مختلف می توان ادا نمود ولی در بین اینـهایک حالتی است که بهترین می باشد وآن قطعا" همان حالتی است که بر اسـاس وزن عروضی خوانده می شود . و در این صورت است که شنـونده می تواند با شعر ارتباط برقرار کند ومفهوم آن را به درستی درک کند در واقع دراین حالت وقتی آواز می خوانیم به مانند این است که با زبان وصـدای موسـیقی صحبت کرده و خوانـدن ما به صحبت کردن نزدیک می شود و بیشترین تاثیر را خواهد گذاشت.

   حال یکی از گوشه های آوازهای زیبای قمرالملوک را بررسی می کنیم که در آواز اصفهان و با شعر سعدی خوانده شده است :

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم                         رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم                                بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم

گر چنانست که روی من مسکین گدا را                       به در غیر ببینی ز در خویش برانم

من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم                       نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم

 

مشاهده می کنیم که که وزن عروضی آن« فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن » بوده ودارای چهار رکن است، هر کدام از این رکن ها عباراتی را شامل می شود در مصرع اول این بیت رکن اول عبارت « سخن عش » معادل رکـن فعلاتن ، رکن دوم عبارت « ق تو هرجا » معادل رکـن فعلاتن، رکن سوم عبارت « که برآید  » معادل رکن فعلاتن و رکن چهارم عبارت « به زبانم » معادل رکن فعلاتن را شامل می شود : عـبارات دو رکن اول و دوم به طور مستقل معنا نداشـته نمی توان جدا از هم خواند زیرا در این مصرع امکان سـکوت ،کشش و جدا خواندن رکن ها وفرازها وکلمه ها وجود ندارد ویک سره ولی با آرامش و متانت تمام ووضوح خوانده می شود ولی پس از رکن سوم که  عبارت « که برآید  »  است می توان تا حدی سکوت یا کشش اختیار کرد زیرا در این رکن کلـمه ای تکه نشده و حـروفهای آن بین چند رکن تقـسیم نشده است خانم قـمرالملوک وزیری به طور دقیق این موارد را رعایت کرده است در حالی که اگر وزن شـعر رعایت نمی شد به صورتهای زیر خوانده می شد :

خط تیره به عنوان سکوت و کشش می باشد.

سخن – عشق تو بی آن که برآید به زبانم (طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «سخن» جایز نیست )

سخن عشق – تو بی آن که برآید به زبانم (طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «عشق» جایز نیست )

سخن عشق تو – بی آن که برآید به زبانم (طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «سخن» جایز نیست )

سخن عشق تو بی آن که – برآید به زبانم (طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «سخن» جایز نیست )

حالت مناسب :

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

سخن عشق تو بی آن که برآید – به زبانم (طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «سخن» جایز نیست )

حال بررسی مصرع دوم : 

  رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

رکن اول عبارت« رنگ رخسا » معادل رکـن فعلاتن ، رکن دوم عبارت « ره خبر می » معادل رکـن فعلاتن، رکن سوم عبارت « دهد از حا  » معادل رکن فعلاتن و رکن چهارم عبارت « ل نهانم » معادل رکن فعلاتن را شامل می شود : هیچ یک از عبارات رکن ها به طور مستقل معنا نداشته و نمی توان جدا از هم خواند زیرا در این مصرع امکان سـکوت ،کشش و جدا خواندن رکن ها وفرازها وکلمه ها وجود ندارد ویک سره ولی با آرامش و متانت تمام ووضوح خوانده می شود خانم قمرالملوک وزیری دقیقا" این موارد را رعایت کرده است در حالی که اگر وزن شعر رعایت نمی شد به صورتهای زیر خوانده می شد :

 

خط تیره به عنوان سکوت و کشش می باشد.

  رنگ- رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم(طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «رنگ» جایز نیست )

  رنگ رخساره خـبر می‌دهد از حال نهـانم (طبـق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه «رخـساره » جایز نیست )

  رنگ رخساره خبر می‌دهد-از حال نهانم(طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از کلمه«می دهد»جایز نیست )

  رنگ- رخساره خبر می‌دهد از – حال نهانم(طبق وزن عروضی سکوت و کشش پس از حرف« از» جایز نیست )

حالت مناسب

  رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

نکته این که در این نوشتار فقط نوع گویش کلمات و نحوه جمله بندی شعر بر اساس وزن عروضی مطرح بوده و بخش های دیگر از جمله تحریر ، نوع تحریر ، جنس صدا، وسعت و قدرت صدا، زیبایی صدا ، ارتفاع صدای خواننده و … موضوع بحث نمی باشد.

 

 

 

2 Comments

  • اسحاق / اسفند ۲۰, ۱۳۹۶ در ۶:۵۲ ب.ظ

    سلام من دنبال این آواز میگردم سخن عشق تو از بانو قمر الملوک اما پیداش نمیکنم خیلی دلم میخاد بشنوم نمیدونم چکار کنم 

    پاسخ
    • adminweb / اردیبهشت ۹, ۱۳۹۷ در ۲:۰۳ ب.ظ

      سلام دوست عزیز ، هر موقع تلگرام وصل شد لطفا” به ادرس تلگرام بنده پیام بفرستید تا خدمتتان ارسال کنم

      پاسخ