لطافت در آواز

 

لطافت در آواز

پاییز ۱۳۹۶

        آواز اصیل ایرانی به جهـت دارا بودن بسیاری از ویـژگی ها و غنی بودن متمایز از آواز سایر مـلل است زیرا که مزین به کلام شاعران نامدار و بزرگ سرزمـین ایران زمین در طول قرن های متمادی ودردوران ها و حکومتهای مختلف با انواع حکومت داری است اشعار این بزرگان وبه تبع از ان آواز ایرانی برخاسته از اتفاقات گوناگون و شیرین و تلخ روزگار ، داستانهای عاشقانه ، عرفان ، سلحشور یها، دلیری ها و رشادت ها، جانبازیها ، داستـانها و افـسانه های تاریخ و … است و به این دلیل شاید نیمی از موسیـقی ملی ما همین آواز است که خواننده ها احساسات خود را در قالب این کلام های متنوع و رنگارنگ و با احساس و حال و هوای خود بیان می کنند وشنونده ها نیز به نسبت آگاهی و شناخت و احساس خود به آن واکنش نشان داده ومورد استقبال قرار می دهند،بنابراین لازم است آوازخوانها با آگاهی کامل از انواع تکنیک، روشها، اسلوب ها واشعار متناسب و بالا بردن توانایی ها نسبت به ارائه آثار زیبا و فاخر و حفظ آن اقدام کنند.یکی از عناصری که خارج از بحث نوع صدا، وسعت، قدرت، حجم و مشخصات صدا و… ، در مطلوب کردن و استقبال و ماندگاری آواز موثر است لطافت است .

     واژه لطافت برای همه در نظر اول به معنی لطـیف بودن تصور می شود در حالی که معانی وسیـع تری را شامل می شود از جمله :تازگی، خوبی، صفا، طراوت، ظرافت، لطف، ملاحت، نازکی، نیکویی . در فرهنگ لغت عمید ، به معنای نرمی و نازکی ، خوش‌اندامی و زیبایی ، سخن نرم و نیکو و در فرهنگ لغت معین به معنای نرمی و نازکی، زیبایی و نیکویی آورده شده است.از ویژگیهای موسیقی اصیل و همین طور آواز خوب، تلطیف کردن احساس انسان ، مهربانی ،خوش خویی، خوش رفتاری ، دل نرم کردن، دوست داشتن و در معنای کلی سوق دادن به سوی تعالی است بنابراین موسیقی خوب روح واحساس را لطیف می کند حال اگراین موسیقی خود با لطافت اجرا شود تاثیر شگفت انگیزی بر شنونده خواهد گذاشت . لازم به ذکر است که موسیـقی ملی ایران که شامل دستگاهها و آوازهای متنوع می باشد همه دارای لطافت می باشند با اینکه این موسیقی بیان کننده تمامی حالات انسان و اتفاقات در طول قرنها در این سرزمین پهناور است و تاریخ گواه بر این است که چه غارتگری ها و ستم ها و بی عدالتی ها که در حق مردم این کشور نرفته است ولی روحیه ایرانی هیـچگاه دارای خلق و خوی وحشی گری، حمله وری، خیانت و تهاجم نبوده است و این در موسیقی و آواز ایـرانی نیز نمود پیدا می کند.

      شاید این موضوع که آواز ایرانی در نهایت به لطافت خلاصه می شود اغراق نباشد و این لطـافت که خود شامل عناصر مختلفی است در پذیرفته شدن آواز خیلی موثر است ، حتی درآواز دستـگاه چهارگاه که حال و هوای حماسی دارد نیز مهـم است آوازخوان دلیرانه ومردانه و با لطافت به مصـاف آواز چهارگاه می رود .  هر

 

 

دسـتگاه و آواز حال و هوا ، طعم و هویت خود را دارد و  احساس و لذت خاص و متـفاوتی را به شنونده القـا می کند بنابراین موقع خواندن آواز، خواننده می بایست شخصیت واحساس آن دستگاه و آواز را به درستی به شنونده القا کند تا آنها تفاوت طعم و حس و بوی آنها را درک کند. برخی خوانندگان مطرح ، کلیه دستگاهها و آوازها رابه با یک طعم و رنگ خوانده واعتقادی به حال و هوای متفاوت  و مختص آن دستگاه و آواز ندارند ولی نگارنده معتقد است زیبایی موسیقی ایران درمقایسه با موسیقی های غرب در همین تفاوت بودن، متنوع بودن ، رنگارنگ بودن دستگاهها و آوازها است که آن را تبدیل به غنی ترین موسیقی در جهان کرده است.

 

لطافت در آواز پرندگان و ارتباط با شکل و شمایل آنها   

    روایتها و شنیده ها حاکی از آنست که منشاء آوازهای ایرانی صداهای طبیعت و به خصوص انواع پرندگان و بلبلان و هزاردستان خوش صدا و خوش آواز بوده است که هر کـدام دارای لطافـت هایی در شمایل و صدا بوده اند وحتی خالق هستی به نسبت جسم و شکل آنها، لطافت را در آواز پرندگان تعبیه کرده است،اگر صدا و آوازکلاغ را با صدا وآواز بلبل یا قناری مقایسه کنیم متوجه خواهیم شدکه بلبل و قناری هیچ گاه به زیرکی و سخت جانی و شاید مکاری کلاغ نخواهند رسید و بلبل و قناری در مقایسه با اینـها جزء پرندگان مظلـوم و بی آزار وضرر محسوب می شوند و همین ویژگیها باعث به وجود آمدن لحن خوش از حنجره اینها می شود و مردم از ابتدا این پرندگان خوش الحان رابه این صفت دوست داشته و نگهداری می کند وشاید سابقه نداشته باشد کسی برای استفاده از آواز کلاغ آن رادر خانه یا قفس نگهداری یا به ازای دریافت آن هزینه ای پرداخت کند و حتی شنیدن صدای کلاغ برای یک مدت کوتاه نیز آزاردهنده می باشد.

لطافت در آواز انسانها و ارتباط با صفات دورنی و دلی آنها

         اگر موضوع ارتباط آواز پرندگان با شمایل آنها را در انسانها بررسی کنیم شاید به این نتیجه برسیم که لطافت درآواز انسانها نیز برگرفته از رفتار، کردار، باور های قلبی، اندیشه، جهان بینی ،زیباشناسی ،ایدئولوژِی، فرهنگ و… بوده و در واقع از درون انسان ها سرچشمه می گیرد و هر چه گرد و غبار و ناخالصی ها از قلب و ذهن آدمی زدوده شود وبه تفکرو تعمق، عشق،دوست داشتن و … آراسته شود این زدودن ناخالصی و ویژگیها درصدای خروجی ازحنجره انسان پدیدار می شود،بنابراین این موضوع بخش اصلی وجودیا عدم وجود لطافت طبیعی درآواز را بیان می کند ولی یک بخش دیگر که در راستای تکمـیل و مطـلوب کردن آواز است مربوط به شناخت ، درک موسیقی ، حنجره و ساختار حنجره ، تمرین ، ممارست و طرز استفاده از امکانات حنـجره برای تولید ویبره ، نوانس و زینت، شدت، طنین و … برای ایجاد لطافت تکمیلی آواز است.  

 

 

شدت :

       صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند. شدت یا ملایمت صدا را در موسیقی ، دینامیک می گویند که بستگی کامل به دامنه نوسانی دارد که آن را پدید می آورد . هر چه دامنه ارتعاش گسترده تر شود آوا، رساتر و هر چه محدودتر شود آوا، نارساتر شنیده می شود. شدت و ضعف صداها نسبت به یکدیگر باعث ایجاد نوانس می شود ( شکرالهی ، ۱۳۸۴، ۳۴ ) .

طنین :

   هنگام تولید یک صدای موسیقایی آنچه به گوش می رسد یک تک صدای موسیقایی نیست بلکه آمیزه ای از صداهای متفاوت( هارمونیک ) است که صدای اصلی را همراهی می کنندو به آن صدای موسیقایی، رنگ و شخصیتی متفاوت می بخشد که طنین ( رنگ یا شخصیت صوتی ) نامیده می شود. طنین یکی از ویژگیهای صوت و عامل طبـیعی است که موجب می شود صداهایی را که از منـابع مخـتلف تولیـد شده اند از یکدیگر تشخیص دهیم.رنگ صوتی متفاوت درصدای انسان ها باعث می شود که بتوانیم صدای اشخاص را از یکدیگر تشخیص دهیم .صدای اشخاص بر حسب شکل و اندازه حفره های حنجره، حلق، دهان و بینی متفاوت است. تغییر شدت یا نوانس یا حذف یک یا چند صدای فرعی زنگ صدارا تغییر می دهد.زنگ صدا علاوه بر طبیعت اندام صوتی به مهارت خواننده در استفاده از سیستم های صوتی بدن بستگی دارد. برای ایجاد این حالت باید از صفحات نوسانی و انعکاسی بدن یعنی قسمت های بالای بینی، سقف دهان و مخصوصا" سینه و دیـافراگم بیشترین استفاده را برد ( همان منبع ، ۳۴،۳۵ ).

نوانس  Nuance

       نوانس (Nuance ) در لغت به معنی فرق یا اختلاف جزئی است و مفهوم وسیعی ست که برخی آن را صرفا با شدت (Dynamic ) برابر می دانند. از آنجا که موسیقی مانند دیگر هنرها مبین احساسات گوناگون است  و بدون آزادی در اجرا همانند صدای منظم ماشین، بی احساس خواهد بود،اصطلاحاتی به منـظور روح دادن به آن بوجود آوردند که بعضی از آنان معرف حالات برونی (Extrovert Nuances ) و برخی مبین حالات درونی (Introvert Nuances) هستند،که در نتیجه هدف هنری را که بیان احساس است تحقق می بخشد.

 

 

 

حالات برونی ( Extrivert Nuances )

      شامل تغییرات در شدت (Dynamic) می شود که به دو شیوه ی ناگهانی و تدریجی قابل اعمال است. تغییردر شدت به طور ناگهانی را با واژه هایی از قبیل فورته، فورتیسیمو، پیانوو…به صورت اختصاری با حروف لاتین در نت نگاری نشان می دهند و تغییر شدت به صـورت تدریجی را با واژه هایی از قبیل دکرشندو ، دی می نو اِن دو و … .

 

حالات درونی یا کاراکتر ( Interovert Nuances )

      حالات ها وحس هایی هستند که که درموسیقی کلاسیک غرب آهنگساز برای بهتراجرا شدن قطعه اش آنها را درپارتیتور ذکر میکند.مانند: دردناک ( Doloroso)، عاشقانه(Amoroso) ،مهربان (Amabile  ) ، شیرین و ملایم (Dolce  ) و… .

رعایت نوانس در موسیقی ایرانی

      وقتی از موسیقی ایرانی صحبت میشود منظور موسیقی ردیف دستگاهی و آرشیو صوتی آنچه اساتید زیر عنوان موسیقی سنـتی اجرا کرده اند می باشد . در نت نگاری موسیقی دستگاهی ایران رعایت نوانسی وجود ندارد،حتی دراجراهای اساتید ازردیف هم رعایت نوانس به طورجدی دیده نمیشود(نقل به مضمون ازمصاحبه  فرخزاد لایق) . اما در اجراهای مبتنی بر دستگاه و بداهه پردازی های اساتید موسیقی رعایت نوانس نکـته ی قابل تامل و ظریفی ست که سبب تمایز این اساتید می شود. موسیقی ایرانی به دلیل برخی ظرایف و تکرارها و فواصل منحصر به فرد و اهمیت بداهه نوازی پتانسیل این را دارد که با  شدت و ضعف و نوانس های درونی اجرا شود . و اساتیـد موسیقی ایرانی حتی سنت گرایان با واژه های مخصوص خودشان شاگردان را به رعایت نوانس وا می دارند. واژه هایی از قبیل :حال بده، جون نداره ، عاشق نشدی تا حالا، با گریه بزن و … .

از جمله اساتیدی که در موسیقی ایرانی به رعایت نوانس بسـیار توجه مبذول داشته اند می توان استاد کامل جلیل شهناز را نام برد ((http://op7.blogfa.com

ویبراتو :

هنگام خواندن نتی کشیده، حالت صدای به احتمال فراوان صاف و بدون نوسان نیست و ارتفاع صدا به شکل جزئی بالا و پایین می شود،که این حالت به نام ویبراتو شناخته می شود.ویبراتو به معنای تغییر ونوسان های جزئی ارتفاع صداست که در بیشتر مواقع صدا غنی ، گرم و پررنگ تر می سازد . ویبراتو همـواره جنبه بسیار مهمی از طنین شخصی صدای انسان است .

یک ویبراتوی خوب :

گفته می شود یک ویبراتوی خوب ، به طور معمول زیر و بمی در حدود ۶ یا ۷ نوسان در ثانیه (۷-۶) دارد. گویا در این سرعت ماهیچه های صوتی ، هماهنگی و تعادلی راحت و آسان بدون هر گونه فشار غیرضروری دارند، به سخن دیگر، ارتفاع باید حدود یک چهارم یا شاید یک سوم درجه بالا و پایین شود.

 

 

ویبراتوی ناخوشایند :

به طور معمول ویبراتویی خوشایند و مطبوع ، فرکانس های مختلفی دارد و یک ویبراتوی مشخص و خاص با فرکانس ثابت ، ممکن است خیلی زود برای شنونده خسته کننده شود . حتی یک خواننده با ویبراتوی بسیار خاص و شاخص می تواند حالت مشابهی را به تمام گروه کر تسری دهد ( هوگو پینکسربور/ سعید مجیـدی ، ۹۱-۹۳ ).

طنین خاص و شخصی :

طنـین صدای انسان مانـند اثر انگشـتش ، یگانه است . همواره طنین یا صدای اختصاصی افراد به اندازه های خاص مجرای گفتار وقسمت های دیگر اندام صوتی اش ارتباط دارد. برای نمونه گفته می شود«کام» عریـض و تخت ، طنین و لحن صدایی گرفته تر ( سنگین تر )، و کامی کم عرض و بلند ، طنینی شادتر ( سبک تر ) را موجب می شود، به سخن دیگر، کام هایی با شکل ها و اندازه های مختلف ، هارمونیک هایی با شدت های متفاوت تولید می کنند، که در نتیجه طنین های متفاوتی قابل تشخیص و شنیدن خواهد بود. اندازه مجرای گفتار و اندام های صوتی در مورد سایر عناصر صدای انسان نیز همین نقش را ایفا می کند.

رابطه طنین با انواع صدا ، سبک خواندن و احساسات :

طنین خاص صدای انسان ، ویژگی اصلی تشخیص نوع صداست. گستره صدایی یک تنور بالاتر از گستره یک باریتون و طنینش بسیار سبک تر است. در حالی که گستره آلتو بسیار نزدیک به یک سوپرانو است، ولی آلتو طنینی گرم و گرفته تر ( تیره تر ) دارد. افزون بر این ، طنین می تواند عامل مهمی در تعیین و تشخیص آن دسته از سبـک های موسیـقایی محسـوب شود که یک خواننـده می تواند در آنها کـمابیـش موفق باشد ، یا سبک هایی که احتمال آسیب به اندام های صوتی کمتر است . هر چند برخی ویژگیهای طنینی ثابت اند، اما با وجود این محدودیت ها ، می توان طنین یا رنگ صدا را به طور گسترده ای تنوع بخشـید ، یعنی می توان صدایی شاد ، معترض ، سبک، سنگین و مانند آنها ساخت ، بی آنکه برای دستیابی به آنها به معلم نیاز باشد. در بیشتر موراد طنین به شکلی ناخودآگاه وغیرارادی با احساس همراه و همنوا می شود، طوری که در حالت غم و اندود لازم نیست به شما بگویند چگونه صدایی غم زده و مویه وار درآورید.

اما می توان توانایی تسلط برطنین راافزایش دادوخوانندگی نیز شباهت بسیاری با نواختن ساز دارد.با وجودی که به صدا درآوردن سازها در آغاز یادگیری آسان است وبه تمرین های سخت نیاز ندارد،اما درآوردن صدایی خوب و با کیفیت از ساز به ممارست طولانی نیازمند است . همـین طور می توانند آواز بخواننـد ، اما رشـد و

 

 

یادگیری کنترل لحن پرورش صدای آوازی مورد علاقه تان سالها وقت می برد. این مطالب تنها به خوانندگان

کلاسیک ارتباط ندارد،بلکه به عنوان یک خواننده با هر سبکی می توان چگونگی استفاده بهتر ازطنین خاص صدایتان ، غلبه بر مشکلات صدا، نحوه تاکید بر نقاط قوت، کاهش نقاط ضعف صدا، دستیابی به طنین مـورد نظر بدون آسیب وارد شدن به اندام های صوتی و مواردی از این قبیل را آموخت . در مجـموع این کیفیات یا درس ها را می توان بدون از دست رفتن شخصیت صدا و اصالت یا مواردی دیگر فرا گرفت(هوگو پینکسربور/ سعید مجیدی، ۶۵-۶۶  ).

ویبراتو یا تغییر ارتعاش نغمه در موسیـقی ردیف در حد کاملا" متعادل و حسـاب شده ای است و در اجـرای موسیقی ردیف بسیار جزیی، ، متنوع و پیچیده است ( کیانی ، ۱۳۹۳ ، ۲۵۹ )

ارتفاع صوت :

  1. شدت : کیفیتی است که قوت و ضعف صوت را تعیین می کند.
  2. طنین : کیفیتی است که دو صدای دارای شدت و ارتفاع مساوی را که از دو ساز مختلف ایجاد شـده است را متمایز می کند.
  3. ارتفاع : درجـه زیر و بم بودن صدا بین دو حد شنوایی است و با ارتعاش صدا بستگی دارد . از طرفی صدایی با فرکانس ثابت در تغییرات شدت و نوع زنگ صدا دارای ارتفاع متغــیر است ( همان منبع ، ۱۶۸-۱۶۹ ).

لطافت درونی و برونی آواز

      لطافت در آواز را می توان با عناوین مختلف به دو بخش تقسیم کرد :

  1. لطافت درونی و بیرونی آواز
  2. لطافت روحانی و جسمانی آواز
  3. لطافت طبیعی و تکمیلی آواز
  4. لطافت باطنی و ظاهری آواز
  5. لطافت وجودی و ساختاری                                                                          

کلیه این عناوین در واقع مفهوم مشترکی را بیان می کنند و ما در اینجا با انتخاب لطافت طبیعی و تکـمیلی موضوع را بررسی می کنیم .

لطافت طبیعی و تکمیلی آواز :

 لطافت طبیعی در واقع همان لطافت درونی ، روحانی یا باطنی انسان است که خود نیز به دو بخش فطری و اکتسابی تقسیم می شود . بخش فطری یا ذاتی همان ژنتیکی بودن خصوصیات و ویژگیهای درونی را شـامل می شود که شاید مهمـترین و تاثیرگزارترین بخش را در آواز انسان تـداعی می کند و نقش بارزی را با حس زیباشناسانه و نوع جهان بینی، نه تنها در آواز بلکه در خلق و ابداع موسیقی ایفاء می کند. بخش دوم لطافت درونی از پرورش روح و ذهن و افعـال گفتاری ، کرداری و رفتاری و خودسازی ، خودشـناسی و … سرچشمه می گیردکه اکتسابی است،البته وجود بخش فطری ریشه اصلی و پایه واساس بخش اکتسابی است که انسان را وادار به کسب بهترین ها و تکامل وجودی خود و رسیدن به سعادت می کند.

بخش تکمیلی نیز همان لطافت برونی ، ساختاری ، ظاهـری و جسمانی آواز است که کاملا" اکتسابی است و با تمرین و ممارست ، آموزش ، پرورش ، مطالعه و … حاصل می شود . وجود هر دو بخش لطافـت طبیـعی و تکمیلی برای کامل شدن صدای انسان و موفقیت، ضروری و مهم است. یک موضوع در بخش تکمیلی لطافت ، وجود آسیب جدی تقلید از دیگران به دلیل آموزش های ناصحیح که باعث نابودی لطافت طبیعی و طنـین شخصی صدا و بروز یک طعم و رنگ مصنوعی و مجازی در صدا و در کل مشابه بودن صداهای آوازی و عـدم خلق آوازخوان ها و آوازهای جدید می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

دکتر هومن شکرالهی ، نگرشی بر موسیقی آوازی ایران ،۱۳۸۴، انتشارات تخت جمشید ،شیراز ،ص ۳۴ ،  35

هوگو پینکستربور، مترجم : سعید مجیدی ، دانش صداسازی و خواندن آوازخوانی ،انتشارات نشر، تهران، ۱۳۹۴،ص ۶۵-۶۶ و ۹۱- ۹۳

مجید کیانی ،هفت دستگاه موسیقی ایران ،انتشارات سوره مهر، تهران ، ۱۳۹۳،ص ۲۵۹، ۱۶۸-۱۶۹

 مقاله ای درباره ی نوانس در موسیقی ، ۱۳۹۲